هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

51

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

ديديم . جاهاى باصفا و پرآب بودند . آنها را ، همه گذشته ، به « قبر بيك على » آمديم ؛ كه قبرش آتش بگيرد ، بسيار جاى بد و گرم و بدآب بود و جاى خطرناك [ ى ] بود . بالاتر از همهء اينها ، احوال جناب آقاى « ساعد السلطنه » هم در اين منزل به‌هم خورد ، كه واقعا حال تمام اردو ، از سردار تا پايين ، افسرده و پريشان شد . از « پل شكسته » به اين‌جا ، كه « قبر على بيك » است ، گفتند 6 فرسخ است ، ولى ما 8 ساعت راه طى مىكرديم . به واسطهء كسالت احوال جناب آقاى « ساعد السلطنه » ، حضرت اجل سردار فرمودند كه جمعى زبده‌سوار ، قبل از حركت اردو ، اول شب راه افتاده ، در ركاب حضرت سردار ، آقاى « ساعد السلطنه » را توى « پالكلى » « 1 » گذاشته ، ببريم ، و از گردنهء « كيالان » - كه در عظمت و سختى راه مشهور است - آقاى « ساعد السلطنه » را ، آفتاب‌نزده ، از اين گردنه عبور بدهيم . يك ساعت از شب گذشته ، از « قبر على بيك » به اين تفصيل روانه شديم . از كوه و كتل‌هاى فراوان و گردنهء بچه كيالان ، از ميان درخت‌هاى جنگل كه راه هيچ نمايان نبود ، مىرفتيم . از چند قدم [ ى ] مىديديم بار قاطر ، كه چادر بارش بود ، افتاده [ است ] . ربع ساعت بيشتر معطل مىشديم تا چادر را آدم‌هاى ناشى بار مىكردند . قدرى مىرفتيم ، باز بار به زمين مىافتاد . بايست معطل بشويم تا بار قاطر را دوباره درست [ كرده ] و بار كنند . خلاصه ، به اين وضع مىآمديم كه از « گردنهء كيالان » ، آفتاب‌نزده ، بگذريم . راه را به واسطهء نبودن بلد ، گم كرديم . « سيد عباس » نام [ ى ] بود ، مكارى دزفولى ، كه مال كرايه داده بود . او به حساب « بلد » و « هادى » ماها بود ، و او راه را گم كرد ، يعنى راهى نيست كه جاده باشد و آدم گم نكند . زمين سنگ‌هاى تخته و درخت‌هاى جنگلى است . بالاخره ، راه را گم كرده ، در يك‌جائى كه نزديك كوه « كيالان » بود ، فرود آمديم .

--> . آب‌سرد ( absard ) ، روستايى است از توابع شهرستان پلدختر لرستان ، در شمال كوه اثر و در 14 كيلومترى جنوب غربى چمشك و 5 / 44 كيلومترى شهر ملاوى . سرچشمه رود افرينه در اين آبادى قرار دارد . ( فرهنگ گيتاشناسى ، 3 / 8 ) ( 1 ) . پالكى ( Palaki ) ، كجاوهء بىسقف .